X
سامانه های سازمانی
تاریخ: 30 آذر 1394 00:00 نظرات: 0 تعداد امتیاز: 173 Article Rating بازدید: 3392 مرتبه
يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)

نگارنده : حمید سالم پور --

يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت اول) را اينجا بخوانيد

دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و بویژه دشمنان قسم خورده مولی الموحدین (ع) از هر تلاشی برای محو نام مبارک این انوار الهی کوتاهی نکرده و نخواهند کرد . اما این چهره های مقدس روز به روز پرفروغتر و نورانی تر شده بطوری که این اتفاق ، هوش از سر بسیاری افراد از اقصی نقاط جهان برده و آنان را شگفت زده نموده است و سالیانه شاهد خیل گسترده و میلیونی مشتاقان حرمش هستند .

بنده و دیگر همسفران قصد زیارت مولا و مقتدایمان امیرمؤمنین (ع) را نمودیم . امامی که کوه غیرت و مردانگی ، بزرگی و عظمت ، دلیری و دلبری است .

رهسپار حرم شدیم . جمعیت انبوهی در اطراف حرم و درون حرم بودند و ورود ما را با سختی مواجه می نمود . بهر تقدیر موفق به ورود شدیم و سعی کردیم جایی برای نشستن و زیارت نامه خواندنمان پیدا کنیم و البته این مکان را یافتیم . در کنار قبر یکی از عالمان و مریدان و خادمان حضرت توانستیم دقایقی را درنگ کنیم و ضمن خواندن نماز و زیارت نامه ، فاتحه ای را برای این عالم بزرگوار شوشتر بخوانیم . این بزرگوار کسی جز حاج شیخ جعفر شوشتری (ره) نبود ؛ عالم بزرگواری که برای همیشه افتخار در کنار امیر المؤمنین (ع) بودن را برای خود به ثبت رسانده است و هر زائری که به زیارت مولی (ع) می رود فاتحه ای را نیز برای علمای مدفون در آن مکان مقدس از جمله برای حاج شیخ جعفر(ره) نیز می خواند .

در این  دقایق به فکر فرو رفتم که همه اختلاف دو فرقه اهل سنت و تشیع در همین مکان و در خصوص امام المتقین (ع) خلاصه می شود و اگر برادران اهل سنت به ندای نبی مکرم اسلام (ص) لبیک بگویند و به اهل بیتش (ع) معتقد گردند و اطاعت آنان را پذیرا شوند چه قدرت بزرگی در سایه این وحدت برای اسلام ایجاد می شد و مسلمانان به چه ظرفیت و توانایی نائل می گشتند در آن صورت می توانستند رُعب را در دل دشمنان اسلام وارد کنند بطوری که از آن به بعد به هیچ مسلمانی در جهان ظلم نخواهد شد و شاهد عزت و عظمت مکتب پرفروغ اسلام می شدیم .

یک شب را در نجف اشرف سپری کردیم و توقف بیش از آن را برای خود – با وجود جمعیت فراوانی که درحال ورود به نجف بودند – جایز ندانستیم . لذا صبح از تعدادی از دوستان که قصد اقامت بیشتر را داشتند خداحافظی کرده و به قصد زیارت فرزند رشید مولا علی (ع) عازم کربلا شدیم .

سوار خودروی ون شدیم . در این مسیر با راننده جوان و دوست داشتنی که نامش یوسف بود صحبت کردم و از او وضعیت زندگیش را جویا شدم . ایشان گفت با این ماشین ون هیوندای کره ای مدل ۲۰۱۵ که با مبلغ ۲۵ هزار دلار خریده کار می کند و هزینه زن و ۳ فرزندش را تأمین می کند و از زندگیش راضی به نظر می رسید و البته اکثر عراقی ها – با هر نوع وضعیت زندگانی – خدا را شاکر هستند .

ضبط ماشین در طول مسیر روشن بود و همانگونه که انتظار می رفت نوحه خوان کسی نبود جز ملا باسم کربلایی که در اکثر مغازه ها و خودروها و در طول مسیر نجف به کربلا نوحه های ایشان شنیده می شود و در واقع حرف اول را در عراق می زند .

در طول مسیر که نگاه می کردیم صحنه های زیبایی دیده می شد از جمله خانواده هایی که کودکان خود را با کالسکه همراه خود آورده بودند ، شخصی که با یک پا و دو عصا مسیر بیش از ۸۰ کیلومتری نجف تا کربلا را می پیمود ، پیرزنی که آرام آرام و با عصا سعی می کرد از جمعیت پیاده روندگان عقب نیفتد و خود را به کربلا برساند . تابلوها و بنرهایی با نوشته هایی جالب از جمله ” نحن حسینیون ما بقینا ” یعنی ” تا زمانیکه هستیم حسینی خواهیم بود ” در آن حک شده بود . پرچم هایی با نوشته هایی زیبا از جمله پرچم ” سپاه زینب ” را می توان دید .

افرادی هم بودند که سوار موتورهای سه قل و تعداد زیادی را هم می بینیم که سوار تریلرهای بزرگ شده و تلاش می کنند خود را به نزدیکترین مکان ممکن برسانند تا هر چه زودتر به زیارت ابا عبدالله (ع) نائل گردند .

در نقطه ای از مسیر ، یوسف همان راننده ون هیوندا جاده اصلی را رها کرد و وارد جاده فرعی و خاکی شد . در این مسیر خانه های بلوکی و ساده را مشاهده کردیم اما نکته جالب این بود که دم در این منازل خودروهای مدل بالا و خارجی را می دیدیم و این حکایت از مناسب بودن قیمت این خودروها می کرد.

در همین مسیر فرعی و در حین دور زدن ماشینی از پشت به ماشین ما برخورد کرد و ضربه نسبتاً محکم بود ؛ من بعد از راننده پیاده شدم تا ببینم چقدر خرابی به بار آورده اما دیدم که هیچ خرابی نداشته چرا که سپر محکمی داشته و این سپر ضربه را گرفته بود . این در حالی است که اگر آن ضربه به ماشینی دیگر از جمله ماشین های ما اصابت می کرد بی شک خرابی زیادی به بار می آورد .

این خودرو ما را تقریباً تا اواسط مسیر نجف به کربلا رساند . بعد از پیاده شدن کمی پیاده روی کردیم .

امسال شماره های ستونهای مسیر نو و به رنگ سبز شده بودند . بنری بر یکی ازستونها خودنمایی می کرد که بر آن نوشته بود ” ای اهل عالم این سپاه زینب است ” و واقعا این جمله به جا است و این جمعیت میلیونی در واقع برای دفاع از زینب (ع) به راه افتاده اند اما متأسفانه دیر به کربلا رسیدند .

ادامه دارد ……….

گروه خبر: مقاله
کد خبر: 944
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)
  • يادداشتهاي سفر اربعين (قسمت دوم)

امتیازدهی به خبر

RSS comment feed نظرات ارسال شده (0)

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر کد امنیتی :
کد امنیتی را وارد نمایید: