X
سامانه های سازمانی
تاریخ: 11 دی 1394 00:00 نظرات: 0 تعداد امتیاز: 217 Article Rating بازدید: 3611 مرتبه
یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )

نگارنده : حمید سالم پور

مشاهده قسمتهاي قبلي

قرآن می فرماید ” سیروا فی الارض “. یکی از ویژگی های جهانگردی و سیر در جهان ، شناخت ادیان و مذاهب مختلف است و نتیجه آن پی بردن به وزن مذاهب مختلف .

مذهب شیعه از شفافیت ویژه برخوردار بوده به طوری که نقطه غموض و ابهامی در آن مشاهده نمی شود . جای جای این مکتب الهی مملو از عظمت ، افتخار ، بزرگی و ایثار است که نقطه اوج این خط ممتد الهی در حرکت و قیام ابی عبدالله (ع) متجلی شده است قیامی که صاحبش نه تنها با رضایت کامل ، جان خود را تقدیم جان آفرین می کند بلکه عزیزترین افراد خود را نیز فدا می کند تا این حرکت باعث بقای دین جدش که در واقع دین الهی باشد گردد و جلوی انحرافی که داشت این دین را به نابودی می کشاند بگیرد و آن را به هدف واقعی و از پیش تعیین شده اش که همان هدایت و سعادت انسانیت باشد برساند و الگویی برای مبارزه با ظلم در طول تاریخ بماند .

در ادامه سفرمان در کنار ستون۶۷۲  برای استراحت و خوردن چای کنار موکبی بنام موکب شباب الزویه درنگ کردیم و از مسؤول موکب که مرد میان سال و خوش سیمایی بود سؤال کردم که اهل کجایند ؟ و چند روز مشغول پذیرایی از زائرین هستند ؟

ایشان جواب داد ازاهالی کوفه اند و ۱۵روز است که در این مکان مشغول پذیرایی صبحانه ، ناهار و شام هستند و پذیرایی آنان تا روز اربعین ادامه دارد .

ایشان چفیه ای بر سر داشت که به سبک خاصی بسته شده بود لذا کنجکاویم به سؤال از این نوع چفیه بستن انجامید . جوابش این بود که این سبک را ” چراوی ” یا ” مصفوریه ” گویند که بیشتر متعلق به اهالی کاظمین است.

در پایان دیدارمان از ایشان خواستیم چفیه هایمان را نیز به همان شیوه ببندد و ایشان با کمال شادی پذیرفتند .

کمی جلوتر که رفتیم به ستون ۶۷۴  رسیدیم که نقطه تفتیش بود و زائرین مورد بازرسی قرار می گرفتند که این اقدام برای حفظ امنیت زائرین بوده و قابل تقدیر .

بعد از آن تعدادی از دوستان ادامه پیاده روی و برخی سوار شدن را ترجیح دادند که در نهایت سوار خودروی ون دیگری شدیم و ما را تا کربلا رساند . وقتی سوار شدیم دو پیرزن ایرانی نیز می خواستند سوار شوند در حالیکه فقط یک صندلی خالی داشتیم . من که دیدم تنها و خسته هستند ترجیح دادم سر پا بایستم تا جای دو پیرزن شود .

راننده پس از دقایقی از من خواست کرایه ها را برایش جمع کنم . همه حاضر شدند کرایه را بدهند جز این دو پیرزن که یکی از آنها گفت ساعتی پیش سوار ماشینی شدیم و کرایه را از ما گرفت ولی فقط مقدار اندکی ما را به جلو برد و پیاده کرد . لذا ما موقع پیاده شدن کرایه می دهیم چرا که به شما اعتماد نداریم .

من خنده ام گرفت و با لحن شوخی گفتم حاج خانم ممنونم ؛ من الآن که سر پا ایستاده ام بخاطر شماست چرا که جای خودم را به شما داده ام و حالا به من اعتماد نداری . ایشان گفت نه منظورم شما نیستی بلکه منظورم راننده است .

بعد حالشان را جویا شدم مشخص شد تهرانی هستند و تنها به این سفر آمده اند و ۴ – ۵ روز است که در نجف بودند .

من به ارادت این دو پیرزن نسبت به ابی عبدالله (ع) و همت والایشان آفرین گفتم که به تنهایی از تهران تا مرز مهران و از آنجا به نجف و کربلا عازم شده اند .

خودروی ما به ورودی کربلا رسید . یک پسر حدود حدود ۱۳ساله و خواهر بزرگترش کنار منزلشان و در مسیر خودروها ، سینی به دست ناهار توزیع می کردند . هر سینی ۴ پرس غذا را در خود جا می داد .

ما توقف کردیم ؛ این نوجوان با خوشحالی خود را به ما رساند و سینی را به ما داد و رفت که باز هم غذا بیاورد و این رفت و برگشت را چندین بار انجام داد تا به همه ما که ۱۶ نفر بودیم غذا داد . وقتی  کار را به اتمام رساند رضایتمندی و خشنودی در سیمایش نمایان شد .

روز اربعین در دنیا غوغایی است نه فقط در جای جای این کره خاکی بلکه در آسمانها نیز غوغایی است اما در همان لحظه اگر تلویزیون عربستان را بگیریم مکه را نشان می دهد که زائرین طواف خدا را در پیش گرفته اند و گویی هیچ حادثه ای فکر و ذهن زمینی ها و آسمانی ها را به خود مشغول نکرده و این در حالی است که سزاوار است مکه و مدینه بیرق سیاه را برافراشته نمایند زیرا که مولد حسین بن علی (ع) آنجاست. و عدم برافراشتن این بیرق  تحقق نمی یابد مگر در دوری از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و رها کردن یکی از دو ثقلی که پیامبر رحمت (ص) در روایت مشهوری که شیعه و سنی نقل کرده است ( انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ….) توصیه به چنگ زدن به آنها نموده است .

البته بهتر است بگویم تنها دوری از یکی از دو ثقل نبوده بلکه از هر دو ثقل دور شده اند چرا که سخن قرآن که مملو از ذکر عظمت خاندان رسالت (ع) و لزوم تمسک به این بزرگواران است را رها نموده اند …

ادامه دارد ……….

گروه خبر: مقاله
کد خبر: 959
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )
  • یادداشتهای سفر اربعین ( قسمت سوم )

امتیازدهی به خبر

RSS comment feed نظرات ارسال شده (0)

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر کد امنیتی :
کد امنیتی را وارد نمایید: